X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

اخبار جوانرود

ریتم در موسیقی کردی

موسیقی کردی یکی از شاخص ترین و تاثیر گذارترین موسیقی ها در میان موسیقی ملت های مختلف است. برخی از پژوهشگران بر این باورند که پیدایش موسیقی کردی در راستای حفظ زبان، ادبیات ، فرهنگ، تاریخ و در مجموع تمدن کردها بوده است.

این موسیقی را می توان از ابعاد مختلفی تقسیم بندی نمود. مثلا تقسیم بندی موسیقی بدون ساز که شامل مواردی همچون هوره، حیران ، الله ویسی ...  که اصطلاحا مقام نامیده می شوند و اغلب شرح حال مسائل عاطفی ، دلبستگی و مناجاتهایی از سر عشق و نه ترس،  هستند.
  موسیقی به طور کلی و موسیقی کردی بخصوص، ابعاد مختلفی دارند.هریک از این ابعاد نیز نیازمند تحقیق و تفحصی دقیق و موشکافانه است. در این مجال به شاخص ترین عنصر در موسیقی کردی یعنی ریتم می پردازیم. ریتم دست یازی به زمان و وابسته به زمان است. موسیقیدان زمان را اندازه می گیرد. می توان با ریتم به جلوه هایی از تداوم و هماهنگی رسید. ریتم در موسیقی به عنوان پایه و سمبل ساخت موزیک مطرح می باشد. گرچه ریتمهای کند و تند در موسیقی هر یک با توجه به شرایطی خاص، طراحی و ساخته می شوند لیکن مفهوم ریتم بدون سکوت کاملا بی معنا است . ترکیب حرکت نتها و سکوتها در یک اثر موسیقی برخواسته از ایجاد نوعی تنوع و نشاط در گوش شنونده است.
      در موسیقی کردی ریتمهایی از جنبش های بیانی مختلف از جنس حسی - بصری ـ صوتی و ... وجود دارد. این ریتمها می توانند با همدیگر تلفیق شوند و با حرکات عملی کالبد انسانی  منطبق گشته و به عنوان تنظیم و رهبری کننده حرکات و حتی احساسات بشری عمل نمایند. ریتم را می توان در موسیقی کردی به تنهایی و بدون در نظر گرفتن ملودی به دو دسته کلی تقسیم نمود:
1.    ریتمهای محلی
2.    ریتمهای خانقاهی
ریتمهای محلی همان ریتم هایی است که به مراسم شادی تعلق دارد و با شنیدن این ریتمها در ذهن شنونده، تصویر سازی ای در ذهن و نیز حس همذات پنداری را در روان ایجاد می کند.
   ریتم های خانقاهی، ریتم هایی مختص به فضاهای خانقاهی است و آنقدر اختصاصی است که اگر این ریتمها را با رعایت دقیق نوازندگی در هر ملودی به غیر از ملودیهای خانقاهی قرار داد، باز همان رنگ و بو و حس را در آن می توان لمس کرد. این رنگ و بو همان احساسی است که به انسان احساس قرین کائنات بودن را می بخشد.
      نکته حائز اهمیت این است که دو دسته ریتم نامبرده ، هر کدام لحن خود را دارند و آنقدر فضاهایشان با هم متفاوت است که ممکن است شنونده به اشتباه چنین بینگارد که این دو دسته ریتم، متعلق به یک موسیقی نبوده و  متعلق به دو فرهنگ مختلف باشند. البته این دو ریتم، با وجود این تفاوت ها که خود عامل اصلی ایجاد تنوعی بی بدیل است، تشابهاتی دارند که این شباهت ها همچون مفهومی کلی سرتاسر این موسیقی را در بر گرفته و زنجیر وار یک سری مفاهیم را با هم عجین کرده، که در کلیت، این ویژگیهاست که موسیقی  کردی را تاثیرگذار و قابل ستایش کرده است. تشابهاتی چون وجود شکل هندسی دایره که می توان به حلقه ذکر دراویش ، حلقه رقص در مراسم شادی و حلقه های عزاداری در مراسم " چه مه ره1"و ... اشاره کرد. اما هر یک از این دو دسته ریتم در این موسیقی برای آنکه به تفاوت فضا و حسی که بدان اشاره نمودیم، دست یابند، به تعبیری ابزار سازی کرده اند. در اینجا منظور از ابزار، سازهای موسیقی است. این سازها به زیبایی، این ویژگی را به کمال رسانده اند به گونه ای که راجع به هریک از این سازها اختصارا باید تاملی داشت و تفحصی کرد.
      در خانقاه ها می توان به سازهایی همچون دف، تاس، دو تپله و ... و در ریتمهای محلی به سازهایی همچون دهل ، ضرب، دایره و ... اشاره کرد. شکل این سازها را نیز می توان بازنمود همان شکل هندسی دایره دانست. این ساز ها با این ریتمها چنان با هم عجین  شده اند که هر کدام به تنهایی دیگری را صدا می زند، تا این کثرت را به وحدت برسانند و یکی شدن را به تجسم در آورند. ریتم در موسیقی جزو عناصر اصلی و در موسیقی کردی جزو لاینفک آن است، به طوریکه اگر در یک قطعه موسیقی کردی ریتم را با همان ساز ریتمیک خودش به کار نبریم، خلائی بزرگ را احساس خواهیم کرد. آنچه ذهن نگارنده را به خود مشغول کرده آن است که، ریتم در هر دو دسته حالتی پیوسته داشته و دارای آغاز و پایان است. درموسیقی محلی که در مراسم عروسی نواخته می شود، ابتدا، ریتم " گه ریان" (GÈRYAN) به معنای چرخیدن و گذشتن نواخته می شود که ریتیمی کند دارد. سپس کم کم این ریتم با سرعت (tempo) بیشتری نواخته می شود که این را « پشت پا» می نامند. پشت پا درواقع، مرحله ی گذار است برای رسیدن به ریتم”هه لگرتن"(HÈLGIRTIN) که یک ریتم تند دارد. با طی این پروسه، از یک میزان 7 ضربی به میزانی 2 ضربی می رسیم.
  شروع رقص کردی، با ریتمی سنگین و طبیعتا با حرکاتی آرام ،آغاز و با سریع شدن ریتم، فرد را به اوج نشاط می رساند. همین پیوستگی را در موسیقی خانقاهی نیز می توان مشاهده کرد. ریتمهای خانقاهی را " مقام ” می نامند. مقام نه به آن معنی که در اصطلاح موسیقی از آن نام می بریم بلکه مقام اینجا همان مرتبه است که این موضوع بعضی از موسیقیدانان را به اشتباه به نقد در این باره کشانده است. دراویش در ابتدا با مقام " حی الله " که میزانی چهار ضربیست شروع به ذکر می کنند و به مقام  حی یا قیوم  می رسند و بعد به " الله الله حی الله"  و  به  "دائم" ، به  "حدادی” . در این مرحله است، که این مقام ها (ریتم ها) جنبش و شور و شیدایی را در آن حلقه ذکر پدیدار کرده و دراویش از تکرار این ریتم همراه با ریتم به سماع می رسند و مرتبه به مرتبه به اوج می رسند.
      ساز دف در موسیقی خانقاهی، این حس را با صدای زیر و بم خود، رنگ آمیزی کرده و  وحدتی هماهنگ و شگرف از تناسبات به وجود می آورد. این ویژگی که این ریتمها در موسیقی خانقاهی و محلی دارند همچون نمایشنامه ای است که در هر صحنه آن اتفاقی مختص به آن صحنه می افتد و مجموعه این تجربه ها در این صحنه ها مارا به پایانی دل چسب می رساند.
ریتم در این موسیقی شروع و پایانی دارد، پیوسته است و اینجاست که خود به تنهایی یک حکایت است...
همزمان با درک و شناختی که انسان با مشاهده این نظم به دست می آورد،  سوالی پیش می آید که چگونه است این همه معنا را در یک موسیقی و در حالت کلی در یک فرهنگ می توان دید؟... این معناها از کجا آمده است؟ ، معناهایی که بی شک نمی توان ایجاد آن را ارادی و اندیشیده شده و طی یک پروسه از پیش مشخص شده دانست.

نظرات (1)
نام :
ایمیل : [پنهان میماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
سلام
خیلی وبلاگ خوبی داری
اگه دوست داری امارت بالا بره بیا و سایتت را در موتور جستجوی ما ثبت کن!
برای اینکار کافیه سایت خودت را جستجو کنی آدرسشو! به همین راحتی!البته به مثال زیر توجه کن و کپیش کن و فقط آدرس سایت مارا عوض کن و بعد جستجو!!!



مثلا:
Site:www.irpersian.com
دوشنبه 20 اردیبهشت‌ماه سال 1389 ساعت 11:56 ب.ظ
امتیاز: 0 0