X
تبلیغات
رایتل

اخبار جوانرود

تغیر نگرش های مدیریت شهری (مصداق 6)

"صرفه جوئی در برخی هزینه­ ها مترادف با اصراف است"

 

در سطح شهرهای کشور ما چقدر زیاد پیش آمده که پروژه­ای را اجرا کرده­ایم و به علت اشتباه بودن آن، مجبور شده­ایم آن را جمع آوری کرده و وضعیت را به حالت سابق بازگردانیم.

یا بعد از اجرای پروژه خاصی متوجه شده­ایم که این کار ناقص است و اگر برخی بخش­های دیگر هم در آن دیده می­شد، یک پروژه مفید تمام عیار می­داشتیم و برای افزودن مجدد این بخش­ها، باید هزینه­های گزافی متحمل شویم که در صورت اجرای یکپارچه پروژه ، این هزینه­ها تحمیل نمی ­شد.

یا مثلا" بارها دیده ایم که طرح اجرا شده دارای کیفیت لازم نبوده، مثلا" سنگفرش مربوطه یک معبر که چند میلیارد تومان هزینه آن شده، در حال تخریب است یا فضای سبز ایجاد شده مناسب با شهر ما نمی­ باشد یا طرح جمع آوری زباله­ای که آن را موفق می­پنداشتیم، چقدر مشکلات اساسی دارد و صدها مورد دیگر.

اقدامات ناشیانه فوق که در شهرهای مختلف ما مشاهده می­گردد، واقعا" تعجب انگیز است. یعنی "ما به همین راحتی پولمان را دور می­ریزیم؟"

 

تعجب انگیزتر آنکه، این اشتباهات مکررا" رخ می دهند و گاهی علی رغم شکست یک پروژه در یک شهر، از آنجائیکه شهر دیگر فقط ظاهر این پروژه را می­بیند و شهر اولی هم آن را در عملکرد مثبت خود ثبت کرده (زیرا ما عادت نداریم عملکرد منفی خود را هم اعلام کنیم)، ملاحظه می­شود که شهر دوم و شهر سوم و ... شهر دهم و پنجاهم و ... این پروژه­ها را با همان اشتباهات انجام می­دهند.

اما یک نکته بسیار عجیب­تر از دو مورد فوق وجود دارد که هضم آن خیلی مشکل است و آن اینکه :

ما حاضر نیستیم 10%  هزینه پروژه­ها را صرف کنیم تا شاهد چنین مشکلاتی نباشیم.

 

این 10% مربوط به " انجام مطالعات فاز صفر پروژه" و "آموزش مدیران و کارشناسان" است. چرا هزینه چند ده میلیونی برای آموزش را زیاد می­دانیم و هزینه چند ده میلیاردی تلف شده در اجرا را طبیعی و در راه کسب تجربه بالاتر تفسیر می­کنیم؟! و لو اینکه بارها و بارها این اتلاف منابع اتفاق بیافتد .

در این بخش صرفا" در مورد "آموزش" توضیحاتی می­دهم و موضوع "انجام مطالعات فاز صفر" را به مقاله دیگری موکول می­کنم.

در هفته چند ساعت مدیران و کارشناسان شهرداری آموزش مفید و مرتبط با کارشان می­بینند؟ چرا شهرداران و معاونین آنها اغلب اوقات شرکت در کلاس آموزش را برای خود کسر شان می­دانند؟ چرا فرض را بر این می­گذاریم که شهردار باید همه چیز را بداند و شرکت در دوره آموزشی به معنای این است که برخی موضوعات را نمی­ داند و می­ خواهد یاد بگیرد؟ و در نتیجه احساس می کنیم "افت دارد که شهردار یک شهر در کلاس شرکت کند" .

مگر بیکار است ؟ یعنی شهردارهای ما اینقدر بیکار هستند که بخواهند در برخی روزها از صبح تا عصر در کلاس شرکت کنند ؟ پس کارهای اداره شهر چه می شود ؟ ما که به شهردار و معاون شهردار حقوق نمی دهیم تا در کلاس شرکت کند .

همه این ها تصورات غلطی هستند که اثر آموزش را در کارائی مدیران شهری در نظر نمی گیرند . " کار کردن" و " آموزش دیدن"  را دو اقدام جدا از هم حساب می کنند .

 

آیا اطلاع دارید که در پیشرفته­ترین شهرهای دنیا، مدیران رده­های مختلف و کارشناسان، علی­رغم دارا بودن دانش بالا و رشته تحصیلی مرتبط، دائما" در حال آموزش هستند؟

پس برای آموزش باید "وقت گذاشت" و "هزینه کرد". هزاران برابر "رقم و وقت صرف شده" بر­می­گردد.

مدیران وقت ندارند! برای اینکه بخش­هایی از وقت آنها صرف اقدامات در پروژه­های نادرستی انجام می­شود که اجرای غلط آنها، کلاف بهم پیچیده­ای را ایجاد کرده و باید وقت بگذارند و هزینه صرف کنند تا مشکلات آن را حل کنند. وقت ندارند زیرا از ابزار علم و تکنولوژی برای اداره امور استفاده نمی کنند .

در "آموزش مفید" اصراف کنید. اینجا، آنجا، فلان استاد ایرانی ، خارجی و هر متخصص صاحب صلاحیت را برای آموزش دعوت کنید. البته با تشخیص درست . زیرا اگر "آموزش" درست نباشد ؛ همان ذهنیت منفی را دامن می زند .

 

به این اکتفا نکنید. مدیران و کارشناسان خود را برای بازدید از سایر شهرهای دنیا اعزام نمائید تا سیستم­ها و روش­های کاری آنها را ببینید و فاصله ما با آنها را ببینید و سقف پردازششان و استاندارد کارشان و توقعشان بالا رود.

اعزام به خارج افراد اصراف نیست. شهرداران نیز هر سال باید چند سفر خارجی مفید به منظور استفاده از تجارب سایر شهرهای دنیا داشته باشند.

اگر این کارها را نکنیم، دچار این توهم می شویم که ما خیلی پیشرفته ایم و خیلی داریم شهر را خوب اداره می کنیم. در نتیجه این توهم به دنبال جبران عقب ماندگی فاحش خود نبوده و ضرر آن متوجه شهروندان می شود .   

نظرات (0)
نام :
ایمیل : [پنهان میماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)