X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

اخبار جوانرود

بررسی مردم شناختی باورهای عامیانه


مقدمه :
بررسی باورها آغازگاه پیدایی فرهنگ است. با تحول باورها به عنوان بنیادی ترین جهان بینی انسان، فرهنگ سویه های گوناگونی به خود می گیرد. شناخت فرهنگ هر ملت و قومی بدون شناخت تحولاتی که در باروهای ان قوم به وجود آمده امکان پذیر نیست . بنابراین شناخت تحولات و تطوری که درباورها، خرافات و موهومات یک قوم تا کنون در رخساره های گوناگون نمود پیدا کرده است ما را در شناخت بسیاری از تحولات اجتماعی، اعتقادی، سیاسی و فکری ایران زمین یاری خواهد نمود.
عقاید و باورداشتهای هر قومی با توجه به شیوه زندگی ، در عمق فکر و ذهن آن قوم ریشه دارد و هنگامی که با دید  باز و تفکری ژرف به مفهوم این اعتقادات توجه داشته باشیم، در خواهیم یافت که در هر کدام از ان باورهای ویژه ی دستوری، بهداشتی ، اخلاقی وانسانی بسیار مفید نهفته است که رعایت کردن آنها نه تنها مفید و لازم زندگی می باشد، بلکه در نهایت در راستای رهنمود دادن به مردمی خواهد بود که به این باورها معتقد هستند. حتی در افراطی ترین این دستورات راز و رمزی پنهان است که به علت فراموشی فلسفه وجودی آن آداب معمولا آن ها را خرافات می نامند.


آنچه در اجتماعات کنونی به عنوان خرافات و موهومات به چشم می خورد جلوه هایی از اندیشه ها و اعتقادات نیاکان ارجمند ماست، که ریشه یابی و تحلیل این باورها که در زمان های دراز دگرگونی ها به خود گرفته ، در اثر پیشرفت روزافزون بشر به دست فراموشی سپرده شده است. خیلی از این باورها نشان دهنده عدم شناخت بشر اولیه از محیط و طبیعت  اطرافش بوده است که امروزه به سبب بالا رفتن علم آگاهی اش به صورت پندار و خرافه در آمده ، ولی به عنوان گنجینه های مسیر تکاملی و پیشرفت اندیشه بشری بایستی به ثبت رسانده شود.
پاره ای از این باورها مثل دخیل بستن و درمان خواهی از درختان دارای ریشه ی مردم شناسی هستند و سوگند به « خورشید نازنده» در زبان کردی ( وه خور نازار) بیان می شود اشاره به آیین مهر پرستی دارد.
در این جستار به ریشه یابی و تحلیل چند باور کردی می پردازیم .
1-درخت:
آب و درخت از دیر باز در ایران مقدس و دارای ارج بوده است. در نقشهای مختلف تاریخی ایران نقش درخت زندگی یکی از مظاهر مذهبی بوده که از دوران های پیش از تاریخ تا پس از دوران ساسانیان همواره زینت گر اشیاء نقش دار بوده استو
گیاه وسبزه و درخت از دیرباز در میان کردان حالتی تقدیس آمیز داشته است .وجود نظرگاه ها و درختان نظر کرده در روستاها و مناطق عشایری غرب کشور نشان دهنده اعتقاداتی است که از صمیم قلب برخاسته و به آن پایبند می باشند. چنانچه آرزو ومراد خود را با درختی که آن را « نظر کرده» می خوانند در میان می گذارند و سپس پارچه سبزی را برشاخه آن بسته و در انتظار برآورده شدن حاجت خود می نشینند . البته دربیشتر تمدن ها درباره درخت معتقداتی مذهبی رواج دارد و مردم عبادتشان می کنند.
به اعتقاد یونانیان دریادها (         )، یعنی ربه النوعی (         ) که در جنگل ها می زید  و موکل درختان و نگهبان بیشه زاران است(در درخت سکنی دارد و « مقدر چنین بوده که اقامتگاه ثابت این الهه گان ظریفف زیر پوست درختان جنگل باشد». در قرون وسطی باور داشتند که درخت ، منزل پریان است و از این رو در نزدیکی هر روستا« درخت پریان » یافت می شد که آن را با تاج گل می آراستند و دختران جوان سال روستا، دورش به رقص و پایکوبی می پرداختند.
1-1-تایو  (         ) درختی است که در نزد عشایر غرب کشور به ویژه کلهر مقدس است و اعتقاد دارند که عصای دست چوپان اگر از جنس این درخت باشد مبارک است و باعث خیر و برکت می شود . از چوب این درخت به اشکال کوچک و نقش و نگاری برآن درست می کنند و به گردن احشام می اندازند.
2- مهره
استفاده از مهره آبی در بین عشایر و روستاییان غرب کشور برای دفع چشم زخم رایج است آنها حتی به لباس بچه ها و پیشانی گاو و گوسفند و بز می آویزند . درکتاب « رمزهای زنده جان » یاقوت کبود، نماد پهناوری آسمان نیلگون است . دریونان باستان یاقوت کبود شفای درد چشم است و یاقوت کبود، گوهر زحل است و بدین جهت از اثرات سوء آن سیاره که عبارتند از باد مفاصل (روماتیسم) و عرق النساء و صرع و غیره جلوگیری می کنند.
تابش و درخشش نیلگون این گوهر، صلح وآرامش و خشم و کینه را فرو می نشاند. در قرون وسطی یاقوت کبود، نگین انگشتری اسقفان بود که آن را در دست راست خود می کردند . یاقوت کبود که گوهر عدل الهی است، نماد وفاداری و مناسبات و صلح خواهی است.
داشتن مهره خاص از زمانهای بسیار قدیم رد ایران باستان معمول بوده و فردوسی در شاهنامه اشاراتی در این باره دارد. از جمله در داستان «کشته شدن سهراب به دست رستم» چنین می گوید:
کنون بند گشای از جوشنم
برهنه ببین این تن روشنم
چو برخاست آواز کوس از درم
بیامد پر از خون دو رخ مادرم
همی جانش از رفتن من بخست
یکی مهره بر بازوی من ببست
مرا گفت کین از پدر یادگار
بدار و ببین تا کی آید بکار
فردوسی در جای دیگر « درباز آمدن بیژ ن و میژه با گستهم » می گوید:
بفرمود پس شاه آزرم جوی
که آرند گستهم را نزد اوی
دریغ آمد او را سپهبد به مرگ
که سندان کین بد سرش زیر تگرگ
ز هوشنگ و طهمورث و جم شید
 یکی مهره بد خستگان را امید
رسیده به میراث نزدیک شاه
ببازوش بودی همه سال و ماه
ابر بازوی گستهم بر ببست
بمالید بر خستگیهایش دست
مهره گهواره:
در قدیم مهره کبود یا نظر قربانی را برای دفع زخم بر بالای گهواره آویخته اند
چنانکه صائب تبریزی در بیتی می گوید:
نو نیاز عشق چو فرهاد و مجنون نیستم
بود از سنگ ملامت مهره گهواره ام
مهره گیس بند:
مهره ای باشد که بر گیسوی اطفال بندند برای محافظت از چشم بد.
به دکان او مهره گیس بند
فرو ریخته بهر دفع گزند
3- دایره کشیدن
عشایر و روستائیان غرب کشور اطراف بستر زن زائو را خطی دایره ای می کشند و می گویند این خط حضرت سلیمان است به خاطر آنکه زائو از شر بلایا و نظر بد به دور باشد و هنوز به زبان آوردن « کره داووت » ( خط حضرت داوود) در زبان کردی رایج است.
جمله « کره داووت وه دورت بود» ( یعنی : خط حضرت داوود به دورت باشد)  هنگامی که کسی قصد سفر داشته باشد یا هنگامی که کسی در مورد بیماری لاعلاج سخن می گوید این جمله را تکرار می کنند و اعتقاد دارند که با تکرار این جمله خود و مخاطب سخنش از آن بیماری محفوظ خواهند بود. اسطوره شناس معروف ، میرچا الیاده می گوید: دایره ساختن ودایره زدن ایمنی بخش است و مانع از هجوم ارواح خبیثه می شود.
نمونه هایی از قضای قدسی دایره را می توانیم درهنگام برداشت محصول دربین روستائیان غرب کشورمشاهده کرد، آنها وقتی گندم و جو کوبیده شده را به وسیله باد پاک می کنند محصول پاک شده را به صورت فله ای به حالت دایره در می آوردند که در اصطلاح محلی به آن « ماسیه » می گویند. سپس دور ماسیه را خط می کشند و قبل از اینکه محصول پاک شده را در گونی بریزند نوعی نان به نام « گرده» که از شیر ، آرد، زردچوبه تهیه می کنند و با اطرافیان می خورند و بر این باورند که با این کار برکت محصول افزایش می یابد.
3-1- دایره و رقص مدور چوپی(      )
چوپی نوعی رقص کردی است که به صورت گروهی همراه با ساز و دهل برگزار می شود / رهبری رقص را ( سرچوپی کش ) دارد که در یک دست دستمال و در دست دیگرش به دست دیگر رقصندگان وصل است و باحالتی دورانی می چرخند .
ماری شمیل در کتاب « شکوه شمس » درمورد مولانا شاعر بزرگ صوفی و پیشوای درویشان چرخزن چنین می گوید:
با نه پدر در هر فلک یک چند دوران کرده ام
با اختران در برجها، من سالها گردیده ام
رقص دورانی یا چرخشی این مسلمانان دیندار از رمز گرایی کیهان سود برده و تقلیدی است از گردش دوازده سیاره پیرامون خورشید، آنان بر محور خویش می چرخند بسان صور فلکی یا صور کواکب و در عین حال همه گروه دور درویشی که در مرکز می رقصند و نمودگار خورشید ست چرخ می زنند.
3-2- دایره و اشیاء زینتی:
اشیاء زینتی دایره مانند از قبیل : دست آوردنجن ،کمربند، حلقه ، طوق و گردنبند، درتمام تمدنها علاوه بر آنکه باعث زیب و زینت آدمی از دوران ماقبل تاریخ بوده اند به عنوان اطلسمی که خواص جادویی داشته مورد استفاده واقع شده اند . حتی در هنگام مرگ با همین اشیاء مردگان را دفن کرده اند.
3-3- دایره و معماری
کنگره های برج و بارو و ارگ و حصار و خندق که به صورت دایره وار می باشند با برگزاری آئین هایی برای هزیمت دیوان و اهریمنان و دفع بیماری واگیر ساخته شده اند . هر چند کنش اسامی آنها حفاظت است .
زیرا ذهنیت جادویی مردم تمدن های پیشین دایره را عامل حفاظت و نگهداری دانسته اند به همین خطر بسیاری زا شهرها بر طبق الگوی دایره بنیاد شده اند . مثلا شهر رم که دو قطر آن را به چهار بخش تقسیم می کند و به چهار دروازه منتهی می شود. طرح شهر بغداد که در سال 145 هجری ساخته شده مدور است برای آنکه نماد جهان باشد.
استاد دکتر شفیعی کدکنی در کتاب گزیده غزلیات شمس درباره بغداد از نظر مولانا چنین می گوید:
« بغداد از نظر مولانا رمز مرکزیت وشهر بزرگ ( ام البلاد) جامعه اسلامی است و مولانا هر جا بخواهد از شهری بزرگ که دارای دیدنی ها و خوشی ها بسیار است سخن بگوید بغداد را مثل می زند»
4- تقدس آب چشمه :
در ایران به ویژه درروستاهای غرب کشورچشمه ها مقدس هستند و گیاه برخی از چشمه ها از احترام زیادی برخوردارند . قصه های عامیانه بسیار درباره چشمه سارها و پریان نیکوکار این چشمه ها هنوز برسر زبان هاست که نشانی کهن از ایزد بانوی ایران زمین « آناهیتا» دارند. از این رو اگر امروزه شمار زیادی از بناها و پل ها در ایران که بسیاری از آنها بازمانده های بناهای کهن هستند و به نام قلعه دختر، برج دختر، پل دختر می باشند . اثر از نام این ایزد بانوی آبها و چشمه  سارها دارد، باید آن را نشانه ی جایگاه والای آن ایزد بانوی اساطیری در باورهای مردم این مرز و بوم دانست. حتی دایره نفوذ این ایزد بانو را در ادبیات به ویژه شعر فارسی می توانیم ببینم . در شعر فارسی نیز بارها از ناهید(یا زهره) به عنوان نمادی برای موسیقی نام برده می شود.
به عنوان نمونه حافظ چنین می گوید:
زهره سازی خوش نمی سازد مگر عودش بسوخت
کس ندارد ذوق مستی، میگساران را چه شد؟
آداب کهن طلب باران که در بعضی روستاها بر جای است و سفره دختر شاه پریان که هنوز موسوم است نشانه ای از فدیه ای است که به آناهیتا اهداء شده است.
5- سوگند به خورشید نازنده ( وه ایه خور نازازه )
یکی از سوگندهای رایج درمیان روستاها و عشایر غرب کشور برای اثبات صداقت و راستی در گفتار ایزد راستی و پیروزی از زمانهای بسیار کهن مورد ستایش و احترام اقوام آریایی بوده ، در اسناد مکتوب ایران باستان اشارات متعددی مبنی بر نیایش مهر وجود دارد.
شاهان هخامنشی از جمله اردشیر دوم و اردشیر سوم در کتیبه  خود « مهر» را ستوده اند و در اوستا نیز قسمتی از یشتها (مهر یشت) به نام اوست . دردوره ساسانیان نیز این ایزد که ناظر  بر ( عهد و پیمان ) است و « نظم وراستی رامی پیماید» اهمیت ویژه و جایگاه خاصی در اعتقادات و باور ایرانیان داشته است، به طوری که در نقش برجسته ای در« اطاق بستان » که مراسم تاج گیری اردشیر دوم ( 38-379 م) از دست اهورا مزدا را نشان می دهد مهر را می بینیم که ناظر بر این صحنه است . در این نقش ، مهر در حالی که تاجی از اشعه خورشید بر سر وشاخه های « برسم» در دست دارد دیده می شود. درزبان فارسی امروزی از واژه «مهر» مفاهیم و معانی مختلفی ازجمله : خورشید، عهدو پیمان و نیز دلبستگی و محبت مستفاد می شود.
نام هفتمین ماه شمسی هم « مهره » است  و از آنجا که در ایران باستان هر یک از روزهای ماه به نام ایزدی خوانده می شد، شانزدهمین روز هر ماه به نام ایزد« مهر» بود و از این رو روز « مهر» از ماه « مهر» « مهرگان » خوانده می شد جشن مهرگان برپا می کردند. ابوریحان بیرونی در کتاب آثار الباقیه رد یان خصوص چنین می گوید:
« گویند مهر که اسم خورشید است در چنین روزی ظاهر شد و به همین مناسبت این روز را بدو منسوب کرده اند پادشاهان در این جشن تاجی که به شکل خورشید و در آن دایره چرخ مانند نصب بود به سر می گذاشتند».    

نظرات (1)
نام :
ایمیل : [پنهان میماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
البته خواهشا مهره ابی را برای درد مفاصل تجویز نکن تا اونجایی که من یادم هست ومادر بزرگم متخصص این تجویزا بود برای درد مفاصل مهره شیری رنگی تجویز می فرمودند دکترم فقط دکترای قدیم
پنج‌شنبه 7 بهمن‌ماه سال 1389 ساعت 11:51 ق.ظ
امتیاز: 0 0